یادداشت/ هدی علی نژاد؛ سردبیر رویداد غرب:ناترازی گاز در روزهای سرد سال، فقط مسئله تولید و تأمین انرژی نیست؛ چگونگی مصرف و میزان اتلاف آن نیز بخشی از این معادله است. با افزایش تقاضا در فصل سرما، مسئله فقط تأمین گاز بیشتر نیست؛ باید دید چه میزان از انرژی تولیدشده به مصرف واقعی میرسد و چه مقدار به دلیل الگوی نامناسب مصرف و ضعف بهرهوری هدر میرود. از همینرو، مدیریت مصرف باید در کنار اصلاح زیرساختها جدی گرفته شود.
ابعاد این مسئله را میتوان در آمار مصرف روزهای سرد دید. بر اساس گزارش خبرگزاری تسنیم، در دهم دیماه ۱۴۰۴، مصرف گاز در بخش خانگی، تجاری و صنایع جزء به ۶۹۰ میلیون مترمکعب در روز رسید؛ رقمی معادل ۷۹ درصد کل گاز تحویلی به شبکه کشور. این آمار نشان میدهد که در روزهای اوج سرما، بخش بزرگی از گاز تحویلی به شبکه در این سه بخش مصرف میشود و مدیریت تقاضا در آنها اهمیت ویژهای دارد.
سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، در مهرماه ۱۴۰۵ اعلام کرد که کاهش یک درجهای دمای محیط از سوی مشترکان خانگی، تجاری و صنایع جزء در روزهای اوج مصرف، میتواند حدود ۲۵ میلیون مترمکعب صرفهجویی روزانه در مصرف گاز به همراه داشته باشد. این رقم یک برآورد وابسته به میزان مشارکت مشترکان است، نه صرفهجویی قطعی؛ اما نشان میدهد تغییر در الگوی مصرف، حتی در اندازهای محدود، میتواند در مقیاس ملی اثرگذار باشد.
در چنین شرایطی، پویش «دو درجه کمتر» را نباید صرفاً دعوتی برای پایین آوردن درجه وسایل گرمایشی دانست. مسئله اصلی، اصلاح نگاهی است که مصرف بیشتر را با آسایش بیشتر یکسان میداند. گرم کردن بیش از اندازه محیط، الزاماً آسایش بیشتری ایجاد نمیکند؛ همانطور که صرفهجویی نباید به معنای تحمل سرما یا به خطر افتادن سلامت خانواده باشد. هدف، تنظیم دمای محیط متناسب با نیاز واقعی و پرهیز از مصرف غیرضروری است.
اما مدیریت مصرف فقط به تنظیم دمای وسایل گرمایشی محدود نمیشود. بخش دیگری از مسئله به گرمایی مربوط است که پیش از آنکه به آسایش ساکنان کمک کند، از ساختمان خارج میشود. درز پنجرهها و درها، عایقبندی نامناسب و تجهیزات کمبازده، میتوانند باعث شوند بخشی از انرژی مصرفی صرف جبران گرمای ازدسترفته شود.
برای کاهش این اتلاف، همیشه به تغییرات پرهزینه نیاز نیست. بررسی درزهای اطراف پنجرهها و زیر درها و استفاده از درزگیر مناسب، میتواند از ورود هوای سرد و خروج گرمای داخل جلوگیری کند. در ساعات آفتابی، کنار زدن پردهها امکان استفاده از گرمای طبیعی خورشید را فراهم میکند و با غروب آفتاب، بستن آنها به حفظ گرمای خانه کمک میکند. همچنین نباید رادیاتورها را با وسایل خانه پوشاند یا مسیر انتقال گرمای آنها را مسدود کرد. عایقبندی مناسب دهانه و کانال کولر نیز میتواند از نفوذ هوای سرد جلوگیری کند.
تنظیم دمای اتاقها متناسب با میزان استفاده و پرهیز از گرم کردن بیش از اندازه فضاهای کماستفاده نیز به مصرف منطقیتر کمک میکند. البته رعایت اصول ایمنی و توجه به نیاز کودکان، سالمندان و افراد بیمار باید در اولویت باشد. صرفهجویی نباید به قیمت سلامت و آسایش متعارف خانواده تمام شود و بههیچوجه نباید مسیرهای ضروری تأمین هوای تازه و تهویه وسایل گازسوز مسدود شود.
با این حال، اصلاح رفتار مصرفکنندگان بهتنهایی نمیتواند ناترازی انرژی را برطرف کند. کیفیت ساختوساز و عایقبندی ساختمانها، بهرهوری تجهیزات، وضعیت زیرساختهای تولید و انتقال و مدیریت شبکه، همگی در این مسئله نقش دارند. بهبود این بخشها نیز به برنامهریزی، سرمایهگذاری و اقدام مستمر دستگاههای مسئول نیاز دارد.
بنابراین، نمیتوان تمام بار ناترازی را بر دوش مردم گذاشت. انتظار مصرف بهینه از خانوارها، بدون توجه به ساختمانهای کمبازده، تجهیزات فرسوده و اتلاف انرژی، منصفانه و واقعبینانه نیست. در مقابل، اصلاح زیرساختها نیز بدون مدیریت تقاضا و تغییر الگوی مصرف، به نتیجه مطلوب نمیرسد. این دو مسیر باید همزمان دنبال شوند؛ نه اینکه مسئولیت یکی جایگزین دیگری شود.
پویش «دو درجه کمتر» زمانی از یک شعار فصلی فراتر میرود که به فرصتی برای شکلگیری فرهنگ پایدار مصرف تبدیل شود؛ فرهنگی که در آن صرفهجویی به معنای محرومیت نیست، بلکه نشانه شناخت ارزش منابع و پرهیز از اتلاف آنهاست. ماندگاری چنین فرهنگی نیز به اعتماد عمومی وابسته است؛ اعتمادی که با دعوت مردم به همراهی شکل نمیگیرد، مگر آنکه اقدامات عملی برای افزایش بهرهوری و اصلاح زیرساختها نیز بهروشنی دنبال شود.
ناترازی انرژی با یک پویش برطرف نمیشود؛ اما از این واقعیت هم نمیتوان نتیجه گرفت که مشارکت عمومی بیاثر است. مدیریت مصرف زمانی معنا پیدا میکند که مردم در خانههای خود از اتلاف انرژی جلوگیری کنند و دستگاههای مسئول نیز سهم خود را در بهبود بهرهوری و تأمین پایدار انرژی ادا کنند.
دو درجه کمتر، دعوت به سردتر زندگی کردن نیست؛ دعوت به درستتر مصرف کردن است. مسئله فقط پایین آوردن دمای خانه نیست؛ جلوگیری از هدررفتن گرمایی است که برای تولید و انتقال آن منابع بسیاری صرف شده است. این تغییر کوچک زمانی به اثری بزرگ میرسد که هم انتخاب آگاهانه مردم باشد و هم با تصمیم و اقدام جدی مسئولان همراه شود.
پایان پیام/
