سرویس: سیاسیکد خبر: 3612|16:59 - 1405/07/26
نسخه چاپی

هدف، زیرساخت است؛ پیامد، زندگی مردم

هدف، زیرساخت است؛ پیامد، زندگی مردم
زندگی روزمره مردم به زیرساخت‌هایی وابسته است که شاید تا زمان بروز اختلال، کمتر به آن‌ها توجه کنیم. گاز پس از تولید و فرآورش به خانه‌ها می‌رسد، سوخت نیروگاه‌ها را تأمین می‌کند و چرخ بسیاری از صنایع را به حرکت درمی‌آورد. به همین دلیل، آسیب به یک تأسیسات انرژی می‌تواند پیامدهایی فراتر از محل حمله داشته باشد.

یادداشت/ هدی علی نژاد؛ سردبیر رویداد غرب: 

چگونه حملات جنگ رمضان می‌تواند ناترازی انرژی را تشدید کند؟

زندگی روزمره مردم به زیرساخت‌هایی وابسته است که شاید تا زمان بروز اختلال، کمتر به آن‌ها توجه کنیم. گاز پس از تولید و فرآورش به خانه‌ها می‌رسد، سوخت نیروگاه‌ها را تأمین می‌کند و چرخ بسیاری از صنایع را به حرکت درمی‌آورد. به همین دلیل، آسیب به یک تأسیسات انرژی می‌تواند پیامدهایی فراتر از محل حمله داشته باشد.

ناترازی گاز در ایران با آغاز جنگ رمضان به وجود نیامد؛ کشور پیش از جنگ نیز در روزهای سرد سال با فاصله میان تولید و مصرف روبه‌رو بود. بااین‌حال، آسیب به زیرساخت‌های گازی می‌تواند مدیریت این وضعیت را دشوارتر کند و فشار بیشتری بر شبکه انرژی وارد آورد.

بر اساس اظهارات مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران که در ۱۳ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد، حمله ۲۷ اسفند به تأسیسات گازی پارس جنوبی حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت فرآورش گاز کشور را از چرخه تولید خارج کرد و نزدیک به ۱۰۰ میلیون مترمکعب در روز از این ظرفیت، از مسیرهای جبرانی به چرخه تولید بازگشت. این ارقام بیانگر ظرفیت گزارش‌شده‌اند و به‌تنهایی میزان تولید واقعی یا وضعیت نهایی بازسازی را مشخص نمی‌کنند.

اهمیت این خسارت زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم گاز تنها برای گرمایش خانه‌ها مصرف نمی‌شود. نیروگاه‌ها و صنایع نیز به آن وابسته‌اند و محدودیت در تأمین سوخت می‌تواند بر نحوه توزیع انرژی اثر بگذارد. کاهش فعالیت برخی صنایع یا استفاده نیروگاه‌ها از سوخت جایگزین از پیامدهای احتمالی چنین شرایطی است؛ پیامدهایی که شدت آن‌ها به میزان بازسازی تأسیسات، شرایط آب‌وهوایی، الگوی مصرف و نحوه مدیریت شبکه بستگی دارد. بنابراین، احتمال بروز محدودیت را نباید با وقوع قطعی آن یکسان دانست.

در کنار بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده، مدیریت مصرف و کاهش هدررفت انرژی نیز ضروری است. استفاده بهینه از وسایل گرمایشی و پرهیز از مصرف غیرضروری می‌تواند به کاهش فشار بر شبکه کمک کند، اما مسئولیت عبور از ناترازی فقط بر دوش مردم نیست. برنامه‌ریزی دقیق، افزایش بهره‌وری و مدیریت منابع نیز بخش مهمی از راه‌حل به شمار می‌رود.

رسانه‌ها نیز مسئولیتی فراتر از بازنشر خبر حمله یا توصیه به صرفه‌جویی دارند. اطلاع‌رسانی دقیق باید میان خسارت تأییدشده و پیش‌بینی احتمالی تفاوت بگذارد و درباره روند بازسازی و برنامه‌های مدیریت انرژی از مسئولان پاسخ بخواهد. ارائه آمار با ذکر منبع و تاریخ انتشار کمک می‌کند برآوردها در جریان بازنشر به خبر قطعی تبدیل نشوند.

فاصله میان یک زیرساخت آسیب‌دیده و زندگی مردم آن‌قدرها هم زیاد نیست. آنچه در بخشی از شبکه انرژی رخ می‌دهد، ممکن است بر خانه‌ای در شهری دیگر یا فعالیت کارخانه‌ای دوردست اثر بگذارد. حفاظت از این زنجیره، بازسازی به‌موقع، مدیریت درست انرژی و اطلاع‌رسانی شفاف را به ضرورتی مشترک تبدیل می‌کند؛ ضرورتی که در شرایط جنگ، اهمیت آن بیش از همیشه آشکار می‌شود.

پایان پیام/