سرویس: اجتماعیکد خبر: 3622|09:30 - 1405/08/03
نسخه چاپی

مردم؛ ستون پنهان امنیت

مردم زمانی به ستون پنهان امنیت تبدیل می‌شوند که نقششان به دریافت خدمات یا انتقال نگرانی‌ها محدود نماند و مشارکتشان در حل مسائل محله جدی گرفته شود. مدیریت محله‌محور می‌تواند بستری برای این مشارکت باشد

یادداشت/ هدی علی نژاد؛ سردبیر رویداد غرب:امنیت اجتماعی از جایی آغاز می‌شود که مردم در شناخت و حل مسائل محله خود سهم دارند.

وقتی صحبت از امنیت می‌شود، معمولاً ذهن‌ها به سمت گشت‌های انتظامی، مقابله با تهدیدها و حضور نیروهای مسئول می‌رود. این‌ها بخش مهمی از امنیت‌اند، اما همه ماجرا نیستند. امنیت اجتماعی، علاوه بر مقابله با خطرها، به کیفیت زندگی مردم، روابط میان آن‌ها و میزان اعتمادشان به نهادهای مسئول نیز وابسته است.

بسیاری از مسائل اجتماعی، پیش از آنکه به بحرانی جدی تبدیل شوند، نشانه‌هایی در زندگی روزمره مردم دارند. خانواده‌ای که به حمایت نیاز دارد، دانش‌آموزی که از امکانات آموزشی محروم مانده یا محله‌ای که با کمبود خدمات عمومی روبه‌روست، هرکدام بخشی از واقعیت محله‌اند. شناخت این مسائل و رسیدگی به‌موقع به آن‌ها، می‌تواند از انباشته شدن مشکلات جلوگیری کند و زمینه مشارکت و اعتماد را فراهم آورد.

ازمشکلات پراکنده تا مسئولیت مشترک

مدیریت محله‌محور بر این ایده استوار است که مسائل هر محله با شناخت نیازهای مردم و همکاری ظرفیت‌های موجود پیگیری شوند. در این نگاه، محله فقط محدوده‌ای جغرافیایی نیست؛ مجموعه‌ای از نیازها، توانایی‌ها و امکانات است که می‌توانند برای بهبود زندگی ساکنان در کنار هم قرار بگیرند.

پیش‌بینی کمیته‌هایی در حوزه‌های خدمات محلی، سلامت، ورزش، امنیت عمومی، حمایت‌های معیشتی، فرهنگ و آموزش و مدیریت بحران، بیانگر توجه به ابعاد مختلف زندگی در محله است. این حوزه‌ها از یکدیگر جدا نیستند؛ گاهی یک مشکل خدماتی، آموزشی یا معیشتی، به همکاری چند دستگاه نیاز دارد و حل آن بدون هماهنگی میان نهادهای مسئول دشوار می‌شود.

در این الگو، مردم در شناسایی و اولویت‌بندی مسائل نقش دارند و دستگاه‌های مسئول برای رسیدگی به آن‌ها هماهنگ می‌شوند. اهمیت این شیوه در آن است که تصمیم‌گیری، تا حد امکان، از شناخت واقعی نیازهای محله فاصله نگیرد و پیگیری مشکلات به اقداماتی پراکنده و مقطعی محدود نماند.

نقش بسیج محلات؛ پیوند میان مردم و ظرفیت‌ها

بسیج محلات در چارچوب مدیریت محله‌محور می‌تواند در شناسایی نیازها، جلب مشارکت ساکنان، ارتباط میان ظرفیت‌های محلی و هماهنگی با دستگاه‌های مسئول نقش‌آفرینی کند. این نقش در کنار فعالیت‌های مرتبط با نظم و امنیت عمومی، به ابعاد اجتماعی زندگی مردم نیز توجه دارد.

در هر محله، توانایی‌هایی وجود دارد که ممکن است هنوز به‌درستی شناخته نشده باشند؛ از معلمان، پزشکان و افراد متخصص گرفته تا خیران و صاحبان مشاغل. در سوی دیگر، خانواده‌ها و افرادی قرار دارند که برای عبور از مشکلات آموزشی، معیشتی یا اجتماعی به حمایت نیاز دارند. مدیریت محله‌محور زمانی معنا پیدا می‌کند که میان این توانایی‌ها و نیازها ارتباط برقرار شود.

حمایت آموزشی از دانش‌آموزان نیازمند، مهارت‌آموزی، ارائه خدمات سلامت و کمک به خانواده‌های آسیب‌پذیر، در ظاهر فعالیت‌هایی متفاوت‌اند؛ اما وجه مشترک آن‌ها توجه به نیازهای واقعی مردم است. تداوم و تناسب این اقدامات با شرایط محله می‌تواند به تقویت احساس تعلق و مشارکت اجتماعی کمک کند؛ عواملی که در کنار اقدامات قانونی و انتظامی، برای امنیت اجتماعی اهمیت دارند.

امنیت فقط مقابله نیست؛ پیشگیری هم هست

گشت‌زنی، مقابله با جرم و حفظ نظم عمومی ضرورت دارند، اما نگاه محله‌محور یادآوری می‌کند که امنیت را نمی‌توان تنها به زمان وقوع تهدید محدود کرد. شناخت مسائل اجتماعی، رسیدگی به نیازهای مردم و فراهم کردن مسیر مشارکت آن‌ها نیز بخشی از توجه به امنیت است.

وقتی مردم امکان طرح مشکلات خود را دارند و می‌دانند مسائلشان از مسیر مشخصی پیگیری می‌شود، مشارکت در امور عمومی می‌تواند برایشان معنادارتر شود. با این حال، صرف برگزاری نشست، تشکیل کمیته یا ثبت مصوبه، نشانه موفقیت نیست. تصمیم‌ها زمانی ارزش پیدا می‌کنند که به اقدام برسند، مسئولیت‌ها روشن باشند و نتیجه پیگیری به مردم اطلاع داده شود.

اگر مشکلات بارها مطرح شوند اما پاسخی دریافت نکنند، اعتماد مردم آسیب می‌بیند. بنابراین، پاسخ‌گویی نهادهای مسئول و پیگیری نتیجه، مکمل مشارکت مردمی است. این مشارکت نیز به معنای واگذاری مسئولیت دستگاه‌ها به مردم نیست؛ مردم در شناخت مسائل و ارائه راه‌حل‌ها سهم دارند و نهادهای مسئول باید وظایف خود را انجام دهند.

مردم؛ از دریافت‌کنندگان خدمت تا شریکان امنیت

اهمیت مدیریت محله‌محور فقط در انجام فعالیت‌های گوناگون نیست؛ در فرصتی است که برای نزدیک کردن تصمیم‌گیری به زندگی واقعی مردم فراهم می‌کند. وقتی شناخت ساکنان از محله با ظرفیت دستگاه‌ها و مسئولیت‌پذیری نهادها پیوند بخورد، امکان رسیدگی دقیق‌تر به مشکلات فراهم می‌شود.

بخشی از امنیت در لحظه مقابله با تهدید تأمین می‌شود و بخشی دیگر، در روندی شکل می‌گیرد که طی آن مشکلات دیده می‌شوند، نیازها پاسخ می‌گیرند و مردم در بهبود محیط زندگی خود نقش پیدا می‌کنند. این دو مسیر جایگزین یکدیگر نیستند؛ بلکه می‌توانند مکمل هم باشند.

مردم زمانی به ستون پنهان امنیت تبدیل می‌شوند که نقششان به دریافت خدمات یا انتقال نگرانی‌ها محدود نماند و مشارکتشان در حل مسائل محله جدی گرفته شود. مدیریت محله‌محور می‌تواند بستری برای این مشارکت باشد؛ اما اعتبار واقعی آن نه با تعداد نشست‌ها و برنامه‌ها، بلکه با میزان پاسخ‌گویی، مشکلات حل‌شده و تغییراتی سنجیده می‌شود که مردم در زندگی روزمره خود لمس می‌کنند.

پایان پیام/