سرویس: اجتماعیکد خبر: 3608|15:05 - 1405/07/24
نسخه چاپی

از جنگ تحمیلی تا جنگ چهل‌روزه؛ روایت نسلی که هنوز ایستاده است

از جنگ تحمیلی تا جنگ چهل‌روزه؛ روایت نسلی که هنوز ایستاده است
جنگ چهل‌روزه، با همه تفاوت‌هایی که با جنگ تحمیلی داشت، بار دیگر مردم را با مفهوم اضطراب، تهدید و ضرورت حفظ آرامش روبه‌رو کرد. نسل امروز البته جنگ را مانند نسل‌های دهه ۶۰ تجربه نکرده است. بسیاری از جوانان امروز نه صدای آژیرهای آن روزها را شنیده‌اند و نه طعم آوارگی و زندگی در شرایط جنگی را چشیده‌اند. اما در روزهای جنگ چهل‌روزه، بخشی از همان نگرانی‌ها را از دریچه دیگری تجربه کردند؛ نگرانی برای خانواده، آینده، امنیت و سرزمینی که خانه آن‌هاست.

به گزارش رویداد غرب، الهام یوسفی نژاد؛و از آن پس تا به امروز همه رخدادها بی‌کم‌وکاست همان بوده و هست که در صدر اسلام بود، با این تفاوت که در بعثت دوم، مردم ایران و به دنبال آنان، سایر ملت‌های مسلمان، تجربه تلخ «فرودها» و طعم شیرین و روح‌نواز «فرازها»ی صدر اسلام را با خود داشتند و این بار برخلاف آن روزها، در لغزشگاه‌ها نلغزیدند و از دام‌های رنگارنگ و توطئه‌های پی‌درپی به سلامت عبور کردند و طرحی نو درانداختند.

خاطره مردمی که در سخت‌ترین روزها شهر خود را رها نکردند

جنگ همیشه با صدای انفجار آغاز نمی‌شود؛ گاهی با یک خبر، یک شایعه، یک نگرانی و یا نگاه مضطرب مادری که چشم به در دوخته است، خودش را به زندگی مردم تحمیل می‌کند. جنگ که آمد، خیلی چیزها را با خود برد؛ آرامش را، خانه‌ها را، عزیزان را و سال‌هایی از زندگی یک نسل را. اما در مقابل، چیزهایی هم باقی گذاشت که شاید هیچ‌گاه از یاد نرود؛ ایستادگی، همدلی و خاطره مردمی که در سخت‌ترین روزها، شهر و سرزمینشان را رها نکردند.

روزهای آوارگی، موشک و بمباران

برای مردم ایلام، دفاع مقدس تنها بخشی از تاریخ نیست که بتوان آن را در چند صفحه کتاب یا چند تصویر آرشیوی خلاصه کرد. جنگ در اینجا بخشی از حافظه جمعی مردم است؛ خاطره روزهایی که صدای آژیر و بمباران با زندگی روزمره مردم گره خورده بود و بسیاری از خانواده‌ها، معنای واقعی صبر و مقاومت را از نزدیک لمس کردند.

سال‌های جنگ تحمیلی گذشت، اما خاطرات آن همچنان در خانه‌های مردم باقی ماند. نسلی که آن روزها را دیده بود، بزرگ‌تر شد و خاطراتش را برای فرزندانش تعریف کرد؛ از روزهای آوارگی، از موشک و بمباران، از رزمندگان، از مادرانی که چشم‌انتظار بازگشت فرزندانشان بودند و از مردمی که با همه سختی‌ها، زندگی را ادامه دادند.

مفهوم دفاع مقدس؛ از واژه تا بخشی از زندگی

شاید همین روایت‌ها بود که مفهوم دفاع را از یک واژه رسمی و تاریخی، به بخشی از زندگی نسل‌های بعد تبدیل کرد.

سال‌ها بعد، وقتی جامعه تصور می‌کرد جنگ متعلق به صفحات تاریخ است، بار دیگر شرایطی متفاوت اما پرالتهاب، خاطرات آن روزها را زنده کرد.

نگرانی‌های جنگ چهل‌روزه از دریچه‌ای دیگر

جنگ چهل‌روزه، با همه تفاوت‌هایی که با جنگ تحمیلی داشت، بار دیگر مردم را با مفهوم اضطراب، تهدید و ضرورت حفظ آرامش روبه‌رو کرد.

نسل امروز البته جنگ را مانند نسل‌های دهه ۶۰ تجربه نکرده است. بسیاری از جوانان امروز نه صدای آژیرهای آن روزها را شنیده‌اند و نه طعم آوارگی و زندگی در شرایط جنگی را چشیده‌اند. اما در روزهای جنگ چهل‌روزه، بخشی از همان نگرانی‌ها را از دریچه دیگری تجربه کردند؛ نگرانی برای خانواده، آینده، امنیت و سرزمینی که خانه آن‌هاست.

در روزهای سخت مردم بیش از همیشه به یکدیگر نیاز داشتند

تفاوت بزرگ این دو دوره شاید در ابزارها و شکل جنگ باشد، اما یک نقطه مشترک میان آن‌ها وجود دارد؛ مردم در هر دو مقطع ناچار شدند در شرایطی غیرعادی، زندگی عادی خود را ادامه دهند.

در جنگ تحمیلی، مردم ایلام سال‌ها در معرض حملات دشمن قرار داشتند و بسیاری از مناطق استان آثار مستقیم جنگ را بر پیکر خود دیدند. در جنگ چهل‌روزه نیز بار دیگر نام ایلام و مردمش با مفهوم دفاع و مقاومت گره خورد؛ هرچند این بار نسل تازه‌ای در میدان زندگی اجتماعی حضور داشت؛ نسلی که بخش مهمی از ارتباطش با جهان از طریق تلفن همراه و فضای مجازی شکل گرفته است؛ اما یک چیز تغییر نکرد؛ در روزهای سخت، مردم بیش از همیشه به یکدیگر نیاز دارند.

جنگ پیش از آنکه میدانی برای نبرد باشد، آزمونی برای جامعه است

دفاع مقدس را اگر فقط در تعداد عملیات‌ها، نام فرماندهان و تاریخ نبردها خلاصه کنیم، شاید مهم‌ترین بخش آن را از دست بدهیم؛ بخش انسانی ماجرا را. جنگ، پیش از آنکه میدان نبرد باشد، آزمونی برای جامعه است؛ آزمونی که نشان می‌دهد مردم در زمان بحران چقدر کنار هم می‌ایستند، چقدر به یکدیگر کمک می‌کنند و چگونه اجازه نمی‌دهند ترس، همه زندگی‌شان را دربر بگیرد.

از این منظر، فاصله میان جنگ تحمیلی و جنگ چهل‌روزه، فقط فاصله چند دهه نیست؛ فاصله دو نسل است که هر کدام تجربه متفاوتی از تهدید و دفاع دارند. نسلی با سنگر و خاکریز بزرگ شد و نسلی دیگر با تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی و خبرهای لحظه‌ای.

مهم‌ترین وظیفه، انتقال آن خاطرات به نسل امروز است

روایت هر دو نسل، در یک نقطه به هم می‌رسد: خانه و سرزمین. امروز که از دفاع مقدس سخن می‌گوییم، شاید مهم‌ترین وظیفه ما این نباشد که فقط خاطرات گذشته را تکرار کنیم. مهم‌تر از آن، باید بتوانیم آن خاطرات را به نسل امروز منتقل کنیم؛ نسلی که باید بداند آرامشی که امروز بخشی از زندگی اوست، برای نسل‌های قبل همیشه بدیهی نبوده است.

جنگ تمام می‌شود، اما ردپای آن در خاطرات می‌ماند

مردم ایلام بیش از بسیاری از نقاط کشور، معنای این جمله را می‌دانند. اینجا هنوز می‌توان ردپای جنگ را در خاطرات خانواده‌ها، نام شهدا، آثار به‌جامانده از دوران دفاع مقدس و روایت کسانی پیدا کرد که روزهای سخت را از نزدیک دیده‌اند.

جنگ‌ها تمام می‌شوند، اما آثارشان همیشه با یک امضا و اعلام پایان از بین نمی‌رود. بعضی جنگ‌ها در حافظه مردم ادامه پیدا می‌کنند؛ در خاطره پدران و مادران، در روایت رزمندگان و در پرسش‌های نسل جدیدآنچه می‌ماند، نه صدای گلوله‌ها که صدای مردم است.

از جنگ تحمیلی تا جنگ چهل‌روزه، آنچه بیش از همه باید به یاد بماند، نه صدای گلوله‌ها، بلکه صدای مردمی است که در میان همه نگرانی‌ها، زندگی را ادامه دادند.

شاید دفاع واقعی همین باشد؛ اینکه در سخت‌ترین روزها، امید را از دست ندهیم، کنار یکدیگر بمانیم و نگذاریم جنگ، آینده نسل‌های بعد را هم با خود ببرد.

ایلام، سرزمینی که زندگی را از سر گرفت

ایلام، سرزمین روزهای سخت است؛ اما روایت این سرزمین فقط روایت جنگ نیست. روایت مردمی است که از دل جنگ عبور کردند، خانه‌هایشان را دوباره ساختند، زندگی را از سر گرفتند و نسل‌های بعد را بزرگ کردند.

و شاید به همین دلیل است که وقتی از دفاع مقدس حرف می‌زنیم، در ایلام گذشته و حال چندان از هم دور نیستند؛ خاکریزهای دیروز هنوز در حافظه مردم زنده‌اند و تجربه روزهای پرالتهاب امروز، بار دیگر اهمیت امنیت، همدلی و ایستادگی را به یادمان می‌آورد.

دفاع مقدس برای نسل گذشته یک خاطره است و برای نسل امروز یک درس؛ اما برای مردم ایلام، بخشی از هویت تاریخی سرزمینی است که سال‌ها در خط مقدم ایستاد و هنوز هم روایت‌های ناگفته بسیاری برای گفتن دارد.

فرجام سخن

شاید دفاع واقعی همین باشد؛ اینکه در سخت‌ترین روزها، امید را از دست ندهیم، کنار یکدیگر بمانیم و نگذاریم جنگ، آینده نسل‌های بعد را هم با خود ببرد. از این پس، نگاه جهان به ایران همان نگاه پیش از این جنگ نخواهد بود. کشوری که زیر فشار شدید تحریم‌ها، تهدیدهای نظامی و انزوای سیاسی قرار داشت، این بار در میدانی نابرابر ایستاد و نه‌تنها فرو نپاشید، بلکه توانست ابتکار عمل را در مواردی به دست بگیرد. همین امر سبب شده که سطح اعتبار و نفوذ سیاسی ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی بالاتر برود.

پایان پیام/