رویداد غرب16:22 - 1405/08/02

از محراب تا میدان؛ وقتی ایمان به مسئولیت می‌رسد

شاید فاصله محراب تا میدان، نه با قدم‌ها، بلکه با انتخاب‌های انسان سنجیده شود؛ با تصمیم‌هایی که نشان می‌دهند باورهای او تا چه اندازه در زندگی‌اش ریشه دوانده‌اند.

یادداشت/ هدی علی نژاد؛ سردبیر رویداد غرب:گاهی تمام ماجرا از لحظه‌ای شروع می‌شود که انسان در برابر خدا می‌ایستد؛ از هیاهوی روزمره فاصله می‌گیرد، سر بر سجده می‌گذارد و با خود خلوت می‌کند. اما پرسش مهم این است: وقتی از سجاده برمی‌خیزد، چه چیزی باید در او تغییر کرده باشد.

نماز، فرصتی برای بازگشت به خویشتن، مرور باورها و سنجیدن فاصله میان آنچه می‌گوییم و آنچه در زندگی انجام می‌دهیم، فراهم می‌کند.

خداوند در قرآن، آیه ۴۵ سوره عنکبوت می‌فرماید: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ»؛ نماز انسان را از زشتی‌ها و کارهای ناپسند بازمی‌دارد.

این آیه، توجه ما را به یکی از آثار اخلاقی نماز جلب می‌کند؛ اثری که می‌تواند در رفتار انسان و رابطه او با دیگران نیز نمود پیدا کند. از همین‌جا پرسشی جدی شکل می‌گیرد: اگر نماز در زندگی انسان جایگاهی عمیق دارد، این جایگاه تا چه اندازه در شیوه رفتار او با مردم دیده می‌شود؟

پیوند محراب و میدان عمل را می‌توان در همین پرسش جست‌وجو کرد؛ پیوندی میان باور و عمل، میان آنچه انسان در خلوت به آن ایمان دارد و آنچه در موقعیت‌های دشوار زندگی انتخاب می‌کند. ایمان زمانی در زندگی اجتماعی جلوه بیشتری پیدا می‌کند که انسان را به رعایت حق دیگران، پذیرش مسئولیت و بی‌تفاوت نبودن در برابر رنج و نیاز مردم سوق دهد.

فرهنگ شهادت نیز تنها در لحظه جان‌فشانی خلاصه نمی‌شود. شهادت معنای ویژه خود را دارد، اما شناخت فرهنگ شهادت بدون توجه به ارزش‌هایی چون ایثار، وفاداری و دفاع از حق کامل نخواهد بود. این فرهنگ، انسان را با این پرسش روبه‌رو می‌کند که در لحظه انتخاب، آیا آسایش و منفعت شخصی تنها معیار تصمیم‌گیری اوست یا برای پاسداری از ارزش‌های والاتر نیز مسئولیتی می‌شناسد؟

البته نباید میان اعتقاد و رفتار، رابطه‌ای خودکار و تضمین‌شده تصور کرد. نماز خواندن به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که انسان در همه موقعیت‌ها عادلانه رفتار کند یا از کنار رنج دیگران نگذرد. آنچه اهمیت دارد، تلاش برای نزدیک کردن رفتار به باور است؛ تلاشی که می‌توان نشانه‌های آن را در صداقت، رعایت حقوق مردم، وفای به عهد، پذیرش مسئولیت و ... دید.

از همین رو، میدان را نباید فقط در تصویرهای حماسی جست‌وجو کرد. میدان، گاهی همان لحظه‌ای است که می‌توانیم از حق کسی دفاع کنیم، اما سکوت را ترجیح می‌دهیم؛ زمانی که منفعت شخصی با منفعت عمومی در تعارض قرار می‌گیرد؛ یا موقعیتی که انسانی به یاری ما نیاز دارد و باید میان بی‌تفاوتی و مسئولیت یکی را انتخاب کنیم. این موقعیت‌ها جایگاه خاص شهادت را نمی‌گیرند، اما نشان می‌دهند ارزش‌هایی مانند ایثار و مسئولیت‌پذیری چگونه می‌توانند در زندگی روزمره جاری شوند.

نسلی که قرار است فرهنگ شهادت را بشناسد، تنها به شنیدن روایت‌های گذشته نیاز ندارد؛ باید بتواند ارزش‌های نهفته در آن روایت‌ها را در زندگی امروز نیز درک کند. اگر از ایثار سخن می‌گوییم، باید در رفتار خود اهل گذشت باشیم؛ اگر از عدالت می‌گوییم، باید حق دیگران را رعایت کنیم؛ و اگر نماز را راه ارتباط با خدا می‌دانیم، باید از خود بپرسیم این ارتباط چه اثری بر رابطه ما با بندگان خدا گذاشته است.

شاید فاصله محراب تا میدان، نه با قدم‌ها، بلکه با انتخاب‌های انسان سنجیده شود؛ با تصمیم‌هایی که نشان می‌دهند باورهای او تا چه اندازه در زندگی‌اش ریشه دوانده‌اند.

محراب، پایان راه نیست؛ آغاز مسئولیتی است که باید در میدان زندگی به آن پاسخ داد.

پایان پیام/